عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
212
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
چرا كه بانى عدلش اساس امن و امان * زمصر تا به در هند استوار نهاد در آن ديار كه شد حكم امر او نافذ * زمانه رخت سعادت در آن ديار نهاد به هر كه سايه فكند آفتاب دولت او * قضا مراد دو گيتيش در كنار نهاد اميد به الطاف بىشمار حضرت پروردگار چنان است كه تا قيام قيامت ممالك عالم را به دور عدل و انصاف حضرت سلطنت شعارى معمور دارد و مثال اوامر و نواهى او را در خطّهء گيتى نافذ و متصرّف سازد و سرادق جلال و حشمت جمال پادشاه زادگان جهان پناه كه « 1 » نور ديدهء اسلام و اسلامياناند به طناب تأييد و عماد تمهيد مطمئن و مقوّم دارد : لطف حق دادش زمشرق تا به مغرب سلطنت * دادهء حق باد بر وى تا قيامت مستدام نصرت و اقبال و عزّ دولتش جاويد باد * وين دعا را از ملايك باد آمين و السّلام « 2 » تمّت المجلد الاوّل در شهور سنهء اثنى و عشرين و ثلثماية امير فنا شيرين و عمّال كرمان به دار السلطنهء هرات آمدند و محاسبات « 3 » آن ولايت به ديوان رفع كردند و از ديوان اعلى خواجه نور الدّين كمال را به شركت خواجه عماد اسلام كرمانى « 4 » به ضبط اموال آنجا مقرّر فرموده و امير فنا شيرين اجازت معاودت به كرمان يافت و متوجه آن طرف شد . « 5 »
--> ( 1 ) با ندارد . ( 2 ) نسخههاى گ ، ما در اينجا به انجام مىرسند . ( 3 ) با : محاسبان . ( 4 ) مو : كرنى . ( 5 ) با : شدند .